رزسفید

سینه من دریاست..... 

دریائی که درشکستگی امواج ناراحتش، که نشانه ای ازشکستگی پشت زندگیست،

نامی ،نشانی ازبلم ها و کشتی ها نیست...کشتی هاوبلم های این دریای تک افتاده گمنام که سینه من است ،میلیونها تابوت بی قواره است... میلیونها تابوت بی قواره ای که درهر یکیشان میلیونها آرزوی گورگم کرده ،غنوده است...

سینه من دریاست...

دریائی که هیچ اقیانوس تا آنجا که مربوط به عصیان امواج است، هرگزحریفش نبوده است...

نوشته شده در سه‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1384ساعت 23:27 توسط امید نظرات 4 |