X
تبلیغات
رایتل

رزسفید

برای او که آرزو میکردم خواننده شعرم باشد

"راستی شعر مرا می خواند؟"

اگرتوبازنگردی

قناریان قفس را،

که آب خواهد داد

که دانه خواهد داد؟

اگرتوبازنگردی

بهار رفته چگونه دوباره می آید

درخت سیب چگونه

                    شکوفه می بندد

ودشت سوخته دیگر

                   چگونه می خندد

اگرتو بازنگردی

کبوتران محبت را

شهاب ثاقبِ دستانِ مرگ خواهد زد

شکوفه های درختان باغ حیران را

تگرگ خواهد زد

اگرتو باز نگردی

به طفل ساده خواهر

                 که نام خوبِ تورا

زنام مادرخودبیشترصدا زده است

چگونه ،با چه زبانی به او توانم گفت

که برنمی گردی

واو که روی تو هرگز ندیده درعمرش،

دگرنخواهد دید

و نام خوبِ تو در ذهن کودک معصوم

تصوری است همیشه

                 همیشه بی تصویر

اگر تو بازنگردی

نهالهای جوان اسیر گلدان را

کدام دلبر گلچهره آب خواهد داد

کدام بانو

به سوزن ونخ خود پرده های توری را

به پشت پنجره ام پیچ وتاب خواهد داد

اگر تو باز نگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد 

 

حمیدمصدق

نوشته شده در جمعه 6 آبان‌ماه سال 1384ساعت 01:01 توسط امید نظرات 2 |