X
تبلیغات
رایتل

رزسفید

چندروزپیش رفتم دختربازی

یه دختری بودازچندوقت پیش گهگاهی بیرون می دیدمش.یه جورایی آشنا بود برام.

با نگاهاش علامت میداد.

دیدم خیلی تنهام.

خواستم باهاش دوست بشم.

یه روزی رفتم دنبالش.تعقیبش کردم.دفعه اولم بود می رفتم دنبال یه دخترواسه اینکه باهاش دوست بشم.

آه خدایا چقدر مثل خودت تنهام...

رسیدیم به یه جایی که میشد باهاش صحبت کنی.

بهش سلام کردم.هیچی نگفت.

رفت اونطرف خیابون.بهش گفتم: اشکال نداره یه کمی با هم صحبت کنیم؟

بهم گفت:...

(کاشکی قلم پام میشکست و نمی رفتم دنبالش.خودمو واسه کی کوچیک کردم.مرده شور این دنیا رو ببرن با این غرورش.غرور بیجای آدماش.مگه من چی  می خواستم؟)

بهم گفت:" برو گم شو آشغال".

منو بگو.اصلا انتظارش رو نداشتم.بهش گفتم:" فکرنمی کردم اینقدر بی ظرفیت باشی." بعدش هم دور زدم برگشتم سر کارم.

نتیجه چی شد؟یک ساعت اتلاف وقت.

نمی دونم تقصیر من بود یا اون،حق با من بود،حق با من نبود.اصلا حقی در بین بود؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی آخه واقعا چرا بعضی از این دخترا اینقدر الکی ناز می کنن؟خدا وکیلی خیلی از دخترا دلشون می خواد با پسرا دوست باشن ولی نمی دونم چرا هی می خوان بگن ما کم نمیاریم.به نظر من اینجوریه.

 بابا اگه می خوای ثابت کنی زن نصف مرد نیست خوب در عمل ثابت کن.این کارا یعنی چی؟!!!!!!! راه میرن میگن حقوق بشر توی ایران رعایت نمیشه.خوب ببینین بیشتر عیب ازخودتونه.گردن اسلام و بقیه نندازین.من نه اسلامی هستم نه هیچی دیگه .من لا هَوام.آزاد.خودم تشخیص میدم چی درسته چی غلط.

برگردیم سر اون قضیه:

هردوستی در حد خودش خوبه.چه دختر با دختر،چه پسر با پسرو یا پسر با دختر.بهتره به جای به قول ما « جا نماز آب کشیدن»اگه حتی طرفمون مثل من بی ظرفیت بود سعی کنیم حد و حدود دوستی ها رو بشناسیم.من خیلی از چیزهای دیگه رو هم می دونم که ممکنه دوستان گوشزد کنن ولی با این حال باز هم به نظر من این جور برخوردها اصلا صحیح نیست ودر حد یه آدم (حالا) با فرهنگ نیست.

نمی دونم باز هم میرم دنبال دختر بازی یا نه...

فکر نکنم.

 

نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1385ساعت 02:01 توسط امید نظرات 27 |